نقش کوچینگ در ارتباط والدین و فرزندان

ارتباط والدین با فرزندان

نقش کوچینگ در ارتباط والدین و فرزندان

ساعت تقریبا ۶ بعدازظهر بود که صدای زنگ زدن موبایلم رو شنیدم. وقتی گوشی رو برداشتم، صدای نگران مادری رو شنیدم. از صدایشان کاملا معلوم بود که تحت فشار هستند و به دنبال یافتن راهی برای تجربه آرامش بیشتر…با لحنی آشفته به من گفتند: شنیدم شما در حوزه ارتباط والدین و فرزندان مشغول به فعالیت هستید. چطور می تونید در زمینه ارتباط والدین و فرزندان ‌منو همراهی کنید؟ سعی کردم در ابتدا، آرومشون کنم و وقتی با صحبتی که با هم داشتیم متوجه شدن که کوچینگ چه قدر خوب میتونه در زمینه ارتباطات والدین و فرزندان راهگشا باشه، نفس عمیقی کشیدند و این بار با صدای آرامی، مشتاقانه جلسه اولمون روبا هم هماهنگ کردیم..

ارتباط والدین با فرزندان

سلام به همه والدین عزیزی که در حال خوندن این مقاله هستید،حتما برای شما هم پیش آمده که به دنبال راه حلی در جهت بهبود یا ایجاد ارتباط موثر والدین با فرزندان خود باشید. راه های مختلفی را تجربه کردین، گاهی نتیجه گرفتین و گاهی هم خسته و ناامید شدید.

نمی دونم تا به حال درباره کوچینگ و به طور خاص کوچینگ نوجوانان والدین و نوجوانان چیزی شنیده اید؟ حتما از خودتون می پرسید چگونه کوچینگ میتونه بر ارتباط والدین و فرزندان اثر بذاره؟ اصلا چطوری میشه با کوچینگ تکنیک ارتباط والدین و فرزندان را به درستی درک کرد تا با وجود مشغله های زیادی که داریم حس بهتری از تعامل با فرزندانمان داشته باشیم و احساس بهتری رو تجربه کنیم؟ اصلا از دید کوچینگ و روانشناسی، ارتباط والدین و فرزندان دقیقا به چه معناست؟

از لحظه تولد نوزاد تا مراحل بعدی رشد فرزندمان، با مسائل مختلفی رو به رو می شویم که هر چه از آگاهی بیشتری برخوردار باشیم بهتر می تونیم تجربه بهتری در زمینه ارتباط والدین و فرزندان خود به دست آوریم. ارتباط مؤثر والدین و فرزندان، در هر دوره رشدی از کودکی تا نوجوانی از اهمیت زیادی برخوردار است. شنیدن به جا و درست و همدلی نقش مهمی در ارتباط والدین و فرزندان دارد.

گاها با رفتارها و واکنش های مختلفی در فرزند نوجوانمان مواجه میشیم که نمی دونیم چه طور باید مدیریت کنیم؟ اضطراب، خشم، افسردگی، لجبازی و… به علت تغییرات هورمونی در بسیاری از نوجوانان پدیدار میشود. سبک ارتباطی والدین و فرزند میتواند در جهت درک نوجوان و ارتباط والدین با فرزند نوجوان خود موثر بوده و تاثیرات نتیجه بخشی بر روند رشدی نوجوان داشته باشد.

یادمان باشد تغییر در نوجوان یک شبه رخ نمی دهد، خصوصا دوره نوجوانی که با تحولات هورمونی و رفتاری زیادی همراه است. قهر کردن، بروز خشم، اجتناب از صحبت با والدین، گوشه گیری و غم از ویژگی های دوره نوجوانی است. نوجوان به دنبال کسب هویت و خودشناسی است و تغییر رفتار و حالات او در اکثر مواقع امری طبیعی است.

امر و نهی کردن و اعمال تنبیه، تنها باعث خدشه دار شدن ارتباط والدین و فرزندان شده و نه تنها برمشکلات نوجوان بلکه بر اضطراب والدین هم می افزاید. بحث بیش از حد با نوجوان ممکن است نوجوان را کلافه کند.

ارتباط والدین با فرزندان

سعی کنید به جای بحث و کنترل نوجوان خود او را درک کنید و با همدلی و محبت صدای درون او را بشنوید. قوانین خانه را به نوجوان خود گوشزد کنید ولی در عین حال فضایی را برای تصمیم گیری و ابراز وجود نوجوانتان در بستری که خطری او را تهدید نکند ایجاد کنید.

در علم کوچینگ و روانشناسی، رویکردهای مختلفی در جهت ارتباط والدین با فرزندانشان خصوصا در دوره نوجوانی وجود دارد. پذیرش و درک تغییرات دوره نوجوانی و اگاهی والدین در جهت تقویت ارتباط والدین و فرزندان از اهمیت زیادی برخورد دار است. پرسشگری درست همراه با درک و همدلی نوجوان باعث آرامش او شده و حتی به روابط بهتر والدین نیز کمک میکند. پس لطفا ارتباط والدین و فرزندان را در هر دوره رشدی خصوصا در نوجوانی جدی بگیرید.

جلسات کوچینگ نوجوان با همراهی یک کوچ دلسوز و باتجربه از فشار روانی والدین کاسته و باعث بهبود ارتباط والدین و فرزندان میشود. شناخت باورهای غلط و رسیدن به اگاهی با شعار من خوبم تو خوبی، مشارکت نوجوان در خانه، تغییر باورهای منفی نوجوان با کوچینگ، ایجاد مهارت و خودباوری و مدیریت درست چالش ها در دوره نوجوانی سهم موثری بر ارتباط بین سبک تربیتی والدین و مسئولیت پذیری نوجوان دارد.

یک کوچ دلسوز که دغدغه اش بهبود شرایط زیستی، روانی و اجتماعی نوجوان است به خوبی می تواند همراه شما والدین گرامی در جهت ایجاد ارامش و کاهش دغدغه ها و نیز بهبود ارتباط والدین و فرزندان باشد.

اما یادتان باشد طبق رویکرد سیستمی، تغییر بهتر نوجوانان با تغییر باورهای منفی و اشتباه والدین از نتایج بهتری برخوردار است. همراهی والدین با کوچ و برگزاری جلسات کوچینگ والدین در کنار نوجوانان ارتباط پدر و مادر را با فرزند بهبود بخشیده و باعث آرامش بیشتری در خانواده میشود‌.

در جلسات کوچینگی که تا به حال با نوجوانان عزیز داشتم، گاها با والدینی مواجه میشوم که از رویارویی با چالش ها، عادات و باورهای اشتباه خود خودداری می کنند و فقط انتظار تغییر از فرزندان خود را دارند. به نظر شما در خانواده چه قدر این نوع باور موثر است؟ خودتان را دقایقی جای نوجوان خود بگذارید و سعی کنید از دریچه دید او مسائل و دغدغه هایش را بررسی کنید.

برای دقایقی چشمان خود را ببندید و فرض کنید نوجوان شما از مساله ای عصبانی شده و یکدفعه از کوره در میرود. اگر شما هم همراه او عصبانی شوید و واکنش نشان دهید دقیقا چه اتفاقی می افتد؟ وقتی شما به جای رفتار درست، واکنش نشان می دهید باعث بیشتر شدن خشم نوجوانتان می شوید. با لجبازی، خشم او را بیشتر می کنید بدون هیچ گونه تغییر مثبتی.

ارتباط والدین با فرزندان

یادتان باشد در دوره نوجوانی به علت تغییرات در مغز، کنترل هیجانات در نوجوان سخت است. نوجوان خود را با سایر نوجوانان مقایسه نکنید، چون این کار نه تنها به بهبود شرایط کمکی نمی کند بلکه شما را به بیراهه برده و به جای تقویت ارتباط والدین و فرزندان، اوضاع را بدتر می کند.در مواقع لجبازی یا بروز خشم در نوجوانتان به جای بروز واکنش، چند نفس عمیق بکشید و سعی کنید با تمرکزبر خودتان اوضاع را بحرانی نکنید. چه بسا در ابتدا، مدیریت هیجانات و واکنش نشان ندادن، برایتان سخت باشد ولی کوچ نوجوان و والدین در جهت تقویت ارتباط والدین و فرزندان همراه شماست تا با تغییر در خودتان احساس بهتری را تجربه کنید.

نوجوانی و بحران هویت

خیلی از ما اگر فرزند نوجوانی نداشته باشیم که با چالش های دوره نوجوانی از نزدیک برخورد داشته باشیم، راجع به دوره نوجوانی شنیدیم یا خوانده ایم. دوره ای با تحولات خاص و فراز و نشیب های خاص خودش، دوره با اهمیت زیاد و اثرگذار ارتباط والدین با فرزندان نوجوان. شاید در اطراف خودتان نوجوانی را دیدید که روزی یک رفتار خاص از خود نشان میدهد و روزی دیگر رفتاری دیگر.

گاهی واکنش هایی از او می بینیم که شاید حس ناامیدی به ما دست دهد یا برعکس بسیار امیدوار شویم. اما تا حال از خود پرسیده اید چه قدر ارتباط والدین با فرزند جوان نقش اساسی در تقویت ارتباط والدین و فرزندان دارد؟ اما یادمان باشد نوجوانی دوره گذار است و این بالا و پایین شدن های هیجانی و تغییرات نوجوان امری طبیعی است.پس سعی کنیم از نصیحت کردن نوجوان خودداری کنیم، حتما می پرسید خوب به چه دلیل؟

نصیحت کردن نوجوان را خسته می کند و به او احساس کلافگی دست می دهد. البته این ویژگی از نوجوانی به نوجوان دیگر متفاوت است ولی کم و بیش در همه نوجوان ها و ارتباط پدر و مادر با فرزندانشان دیده می شود. پس دوره نوجوانی و احساسات نوجوان مان را درک کنیم. سعی کنیم به جای نصیحت کردن و پند و اندرز دادن، دقایقی خود را جای او بگذاریم و از دریچه او دنیا را ببینیم.

با او همدلی کنیم‌، نوجوانمان را بشنویم و بگذاریم در یک محیط امن روانی به راحتی از احساسات خود اعم از خشم، غم، شادی و … بگوید.مطالعه منابع در جهت ارتباط بین سبک تربیتی والدین و مسئولیت پذیزی فرزندان یا مشاوره گرفتن از متخصصین در حوزه تقویت ارتباط والدین و فرزندان قدم مهمی در بهبود سبک ارتباط والدین و فرزند محسوب می شود.

ارتباط والدین با فرزندان

ممکن است در این حین بخواهید خیلی سریع او را نصیحت کنید ولی با اگاهی به خودتان بگویید که من والد کافی است همدلانه فرزند نوجوانم را بشنونم و او را درک کنم. همدلی با نوجوان باعث میشود به شما اعتماد کند و حرف هایش را بدون هیچ ترس و اضطرابی بر زبان آورد و اطمینان خاطر بیشتری نسبت به ارتباط والدین و فرزند ایجاد شود.بروز هیجانی در سنین نوجوانی آن هم به شیوه درست و در یک بستر امن روانی قدم مهمی در خودشناسی نوجوان و مواجه درست او با هیجاناتش هست.

نوجوانی؛ باید ها و نباید ها

اندکی تامل کنید و سفر کنید به سال ها قبل، بله درست حدس زدید دقیقا منظورم دوره نوجوانی خودتان است؛ انتظار چه نوع ارتباط موثر والدین و فرزندان بین شما و پدر و مادرتان برایتان خوشایند بود؟

دوست داشتید والدین شما دقیقا چه طوری با شما برخورد کنند؟

چه طوری صدای شما را بشنوند؟

چگونه به احساسات شما گوش کنند؟

اگر دچار خشم یا غم می شدید، چه انتظاری از والد یا والدین خود در جهت تقویت ارتباط والدین و فرزندان داشتید؟

شاید بگویید آن زمان ها همه چیز با الان فرق داشت، رویکرد های فرزندپروری متفاوت بود، خیلی موقع ها ما دیده نمی شدیم یا اصلا اوضاع فرق میکرد یا جواب هایی از این دست…

جواب هایی که خود من بارها از والدین نوجوانان در جلسات کوچینگی می شنوم.در لحن و کلام این والدین گرامی و نوع پاسخ دادن آن ها کاملا مشخصه که فریاد می زنند، مگر ما چگونه درک شدیم؟ مگه غیر اینه خودمون همه کارمون رو کردیم؟

سرنخ هایی جهت بهبود رابطه والدین با فرزندان نوجوان

خب من به عنوان کوچ نوجوان و والدین احساس و فکر والدین را هم میشنوم و درک میکنم.

ولی مگر غیر این است که دنیا در حال تغییر است؟

مگر غیر این است که سطح اگاهی و دانسته های ما و نوع برخوردمان با وقایع محیطی نسبت به چند دهه قبل بهتر است که متفاوت باشد؟

سبک های فرزندپروری و ارتباط والدین و فرزندان به کمک علم روانشناسی و کوچینگ، تغییر کرده اند.

هر چه والدین بتوانند صحیح تر و اگاهانه تر صدای نوجوان خود را بشنوند و نیز به ارتباط بین سبک تربیتی والدین و مسئولیت پذیری فرزندان اهمیت بیشتری دهند، مطمئنا خودشان هم ‌در برخورد با دوره نوجوانی و فرزند نوجوانشان احساس و تجربه بهتری خواهند داشت. پس بیایید از مقایسه زمان حال با گذشته دست برداریم و اگاهانه تر به سمت جلو حرکت کنیم.

فواید روابط همدلانه با نوجوان

اگر نوجوانتان در ارتباط بین والدین و فرزندان احساس کند شما او را درک میکنید احساس امنیت روانی به او دست می دهد. این احساس امنیت روانی در خانواده و از سوی پدر و مادر باعث تقویت عزت نفس نوجوان شده و تقویت ارتباط والدین و فرزندان جهت بهبود شرایط حاکم بر خانه می گردد.

ارتباط والدین با فرزندان

نوجوان وقتی بداند شما، امن در کنار او هستید به جای فرار از شما یا احیانا ترسیدن از شما، حرف هایش را راحت به شما بازگو می کند. اما تصور کنید عکس این قضیه را. وقتی نوجوان شما احساس امنیت روانی کافی نسبت به شما ندارد، حس میکند هر زمان حرفی بزند مورد توبیخ و تنبیه یا قصاوت قرار میگیرد، اضطراب در او شکل گرفته و ممکن است به افراد ناامنی روی اورد.

افرادی که می توانند خطرهای جدی برای او ایجاد کنند و حال و آیتده نوجوانتان را تهدید کنند. لازمه شنیدن درست نوجوان، در ابتدای امر این است که والدین بی قید و شرط فرزند نوجوان خود را دوست بدارند، از تحقیر، قهر کردن، بروز خشم و رفتارها و واکنش هایی از این دست خودداری کنند.

دوره نوجوانی دوره پیچیده ای نیست، فراز و نشیب دارد، تغییرات خیلی سریع و بعضا ناپایدار در نوجوان رخ می دهد. ولی میتوان آن را به یک طوفان تشبیه کرد. اگر آگاهی لازم جهت مواجه با طوفان را داشته باشیم، مقاوم خواهیم شد، پیش اگاهی بیشتری خواهیم داشت و به جای کلافگی و ترس، با ابزار مناسب و تجهیز خانه و محل اقامتمان با طوفان برخورد می کنیم.

ولی اگر مدام دلیل تراشی کنیم و وقوع طوفان و حوادث ناشی از آن را نپدیریم، حتما خسارت می بینیم و با خاطره تلخ از طوفان یاد میکنیم. یادمان باشد طوفان هر چه قدر سهمگین، اگر ما بنای خانه مان مستحکم و مهندسی ساز باشد و موقع بروز طوفان، به جای فرار یا ترس، با آرامش و تمرکز و آموزش لازم با طوفان برخورد کنیم، خواهیم دید احساس بهتری را تجربه خواهیم نمود.

نوجوانی هم با همه تغییر و تحولاتش می تواند همچون سایر دوره های رشد فرزندمان شیرین باشد، فقط کافیست مهارت های خودمان را بالا ببریم و بپذیریم یک خانواده امن و ارام حق همه ماست.

اضطراب در دوره نوجوانی

بعضی از اضطراب هایی که نوجوانان در دوره نوجوانی با آن مواجه می شوند، اختلال اضطراب محسوب می شود. چراکه اختلال اضطرابی علائمی دارد که با تشخیص متخصص و به کارگیری روش های درمانی قابل بهبود است گاهی شدت اضطراب به نحوی می شود که ارتباط والدین با فرزند را دچار اختلال می کند.

البته بعضی نوجوانان مقاوم به درمان هستند که همدلی و صبر و درک والدین و به کارگیری درست ارتباط والدین با فرزند در این مسیر می تواند به نوجوانان و طی بهتر مسیر درمان، کمک کننده باشد.

دسته ای اضطراب ها اختلال محسوب نمی شوند و در دوره نوجوانی طبیعی هستند. گذر از دوره کودکی به نوجوانی، دوره ای خاص است و نوجوان در این برهه از رشد، پر از ترس، اضطراب و سوال و ابهام نسبت به نغییرات بدنی خود و حتی شرایط آینده اش هست.

ایجاد حفظ امنیت در نوجوان و همدلی و درک او، قدم مهمی در مدیریت هیجانات در دوره نوجوانی است. کوچ نوجوان و والدین، با شناخت حرفه ای و تجربه کاری مناسب، می تواند همراه خوبی برای نوجوان دلبند شما باشد.

دیدگاهتان را بنویسید